السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

29

تفسير الميزان ( فارسي )

نطفه اى خوار و بىمقدار آفريده قادر است از همين نطفه كه آنان را آفريده كسانى بهتر از ايشان بيافريند ، كسانى كه او را بپرستند و داخل جنتش شوند . و در آخر اين فصل رسول گرامى خود را دستور مىدهد به اينكه خصام و بگومگوى با آنان را تعطيل كند ، و آنان را به حال خودشان وا گذارد ، تا هم چنان به لجبازى و سرگرمى خود مشغول باشند ، تا آن روزى را كه وعده رسيدنش داده شده ديدار كنند . * ( « فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ عِزِينَ » ) * در مجمع البيان از زجاج نقل كرده كه گفته : كلمه « مهطع » به معناى كسى است كه با نگاه خود به چيزى خيره شود ، و چشم از آن برندارد ، و اين قسم نظر كردن خاص دشمنان است ، و از ابو عبيده نقل كرده كه گفته : « اهطاع » به معناى سرعت دادن است ، و كلمه « عزين » به معناى جماعات متفرق است ، كه به واحد آنان « عزة » گفته مىشود « 1 » . و كلمه « قبل » - به كسره قاف و فتحه باء - به معناى آن جهتى است كه هر چيزى رو بدان جهت دارد ، و حرف « فاء » در اول آيه فصيحه است . و معناى آيه اين است كه : وقتى بازگشت انسانهاى كافر به خاطر كفر و استكبارشان به سوى آتش است ، پس اين كفار را كه نزد تواند چه مىشود كه به تو روى مىآورند و چشم از تو بر نمىدارند ؟ به ظاهر نزد تو مجتمع هستند ، ولى از چپ و راست تو متفرق مىشوند ، آيا طمع دارند كه داخل جنت شوند و خدا را عاجز ساخته از آنچه او قضايش را رانده سبقت گيرند ، با اينكه او اين قضا را رانده كه تنها صالحان از مؤمنين داخل بهشت شوند ، ايشان مىخواهند اين قضا را لغو نموده ، با اينكه كافرند داخل بهشت شوند ؟ ! * ( « أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ » ) * اين استفهام انكارى است ، مىپرسد چه چيز ايشان را واداشته كه اطراف تو را بگيرند ، آيا اين طمع وادارشان كرده كه يك يكشان با اينكه كافرند داخل بهشت شوند ؟ نه ، بدانند كه كافران چنين اميدى نبايد داشته باشند . در اين جمله طمع به داخل شدن در بهشت را به يك يك كفار نسبت داده ، نه به جماعت آنان ، و نفرموده : « أيطمعون ان يدخلوا - آيا طمع دارند كه داخل شوند ؟ » ولى مساله اهطاع را به همه نسبت داد و فرمود : « مهطعين » ، و اين بدان جهت بوده كه طمع در سعادت و

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 357 .